تبلیغات
وبلاگicon
موفقیت

موفقیت
به موفقیت ایمان داشته باشید، آینده از آن شماست. 
قالب وبلاگ
سخنان بزرگان
امکانات جانبی

مکتب خونه

Google

در وبلاگ موفقیت
در كل اینترنت

Check PageRank
!بازدید کننده عزیز، به وبلاگ موفقیت خوش آمدید

افکار ما یکی از مهمترین منابع و سرمایه‌های ماست. همانطور که به دنبال کنترل و مدیریت پول، زمان و امکانات خود هستیم، باید افکارمان را نیز مدیریت کنیم. اما هر فکری که در ذهن ما می‌گذرد ارزشمند نیست و زمان گذاشتن برای آن نیز ممکن است بی فایده باشد. آنچه که مهم و قابل اهمیت است، پرسش‌ها و ایده‌هایی است که در ذهنمان شکل می‌گیرند. چه بسا پرسش به ظاهر بی اهمیتی که در ذهن ایجاد شود و بتواند مسیر زندگی را تغییر دهد و البته برخی از پرسش‌ها نیز چندان قابلیت و اهمیتی ندارند.

روشی که زیر به آن پرداخته شده است روشی است که توسط داوینچی به کار گرفته شده است.

برای مدیریت پرسش‌ها و ایده‌ها لازم است که در ابتدا یادداشت شوند. در این زمینه اصلاً نباید به حافظه اطمینان داشت به خصوص حافظه کوتاه مدت که حتی شاید نتواند موضوع را برای 2 دقیقه نیز نگه دارد. وقتی ایده‌ها و پرسش‌ها یادداشت می‌شوند دیگر فراموش نمی‌شوند و قابلیت نگهداری را پیدا می‌کنند.

پرسش‌ها و ایده‌ها در هر زمانی ممکن است به ذهن برسند و نمی‌توان شکل گیری آن‌ها را پیش بینی کرد. چه بسا در وضعیتی باشیم که اصلاً آمادگی نوشتن آن‌ها را نداشته باشیم؛ مثلاً، وقتی در حال استراحت، استحمام و یا در حال ورزش هستیم. معمولاً پرسش‌ها و ایده‌ها در حالت عدم تعادل به ذهن متبادر می‌شوند. مثلاً، وقتی فردی تازه از خواب بیدار می‌شود ممکن است ایده‌ی نابی به ذهنش برسد. پس یکی از بسترهای لازم برای تحقق مدیریت افکار، همراه داشتن یک دفترچه یادداشت کوچک است تا هیچ پرسش و ایده‌ای از قلم نیفتد.

گام دوم مدیریت افکار، اولویت بندی است. طبیعتاً همه پرسش‌ها و ایده‌ها دارای ارزش یکسان نیستند. اولویت آن‌ها نیز به ترتیب تداعی آن‌ها نیست. الزاماً اولین پرسش مهم‌ترین پرسش نیست. همچنین الزاماً نمی‌توان به دنبال پاسخ همه پرسش‌ها بود و همه ایده‌ها را نیز عملی کرد. مهمترین پرسش‌ها، آن‌هایی هستند که بیشتر به پاسخ آن‌ها نیاز داریم و یا اینکه تا پاسخ آن‌ها را ندانیم نمی‌توانیم به بخشی از مسئولیت‌ها و یا اهداف خود برسیم و همچنین با جریان‌های ذهنی ما بیشترین انسجام و هماهنگی را دارد. ممکن است صنعتگری در بازدید از یک گالری نقاشی، یک سری پرسش‌هایی در ارتباط با هنر نقاشی به ذهنش برسد اما این پرسش‌ها با جریان‌های ذهنی‌اش که فعالیت صنعتی‌اش است، چندان هماهنگی ندارند و طبیعتاً زود نیز فراموش می‌شوند. حتی اگر به پاسخ نیز برسد آن پاسخ را هم زود فراموش می‌کند.

در گام سوم باید تعداد محدودی از مهمترین پرسش‌ها پاسخ گفت. تعداد پرسش‌ها به میزان توانمندی ذهن و زمانی که می‌توانیم صرف پاسخ آن سازیم بستگی دارد. همان‌طور که تعداد برنامه‌هایی که می‌توان در یک رایانه به طور همزمان اجرا کرد به ظرفیت RAM و سرعت مطلوب ما در اجرا بستگی دارد. پیشنهاد می‌شود که حداکثر پرسش‌هایی که در یک مقطع زمانی می‌خواهیم بدان پاسخ دهیم، بیشتر از 5 پرسش نباشد اما به طور معمول و متداول جستجو برای یافتن پاسخ 3 پرسش در یک مقطع زمانی کار معقول و میانه‌ای است.

برای اینکه ذهنمان را با این پرسش‌ها به طور زیادی درگیر سازیم لازم است پرسش‌ها را در طول روز در معرض دید خود قرار دهیم. مثلاً، آن را روی میزی که رویش کار می‌کنیم بگذاریم و یا بالای مانیتور بچسبانیم. هر روز زمانی را صرف تمرکز و تفکر در مورد این پرسش‌ها کرده و پاسخ‌ها را نیز مکتوب کنیم. این فرایند را تا زمانی که به پاسخ مورد نظر برسیم ادامه می‌دهیم. سپس پرسش‌های دیگری را انتخاب و آن‌ها را مورد دید قرار داده و برای یافتن پاسخ آن‌ها تلاش می‌کنیم.

این روش تکیه بر دو موضوع دارد: اول تمرکز محدود و دوم استفاده از ضمیر ناخودآگاه.

 

% تمرکز محدود

 چنانچه بخواهیم فکر ما بتواند به مسئله‌ای نفوذ کند و پاسخ آن را بیابد، لازم است مانند لیزر متمرکز شود. همانطور که برای رسیدن به آب لازم است زمین را به صورت منسجم تا عمق معینی بکنیم، برای یافتن پاسخ نیز لازم است به اندازه معینی بر موضوع تمرکز کنیم. البته هر چقدر تمرکز از کیفیت بالاتری برخوردار باشد، زمان یافتن پاسخ کوتاه‌تر خواهد بود. همانطور که برای رسیدن به آب اگر یک میلیون چاله یک وجبی هم بکنیم به نتیجه نمی‌رسیم برای رسیدن به جواب هم با افکار غیر متمرکز و پراکنده راه به جایی نمی‌بریم.

 

% استفاده از ضمیر ناخودآگاه

ضمیر ناخودآگاه بخشی از ذهن ماست که تمامی اطلاعات و تجربیات ما در زندگی در آن وجود دارد. میزان استفاده از این اطلاعات بستگی به توانمندی حافظه دارد. وقتی که به پرسشی متمرکز می‌شویم و تلاش منسجمی برای یافتن پاسخ آن می‌کنیم، موضوع در ضمیر ناخودآگاه امتداد می‌یابد. شاید شما هم تجربه داشته باشید که جواب پرسشی، بعد از مدتی تفکر، ناگهان به ذهنتان رسیده باشد. معمولاً وقتی جواب به ذهن می‌رسد که انتظارش را نداریم. این موضوع بیانگر این است که ضمیر ناخودآگاه همچون یک جستجوگر قوی اینترنتی به دنبال پاسخ بوده و به محض دریافت در اولین فرصت آن را به ضمیر خودآگاه ارسال کرده است.




برچسب ها: نوشتن، کنترل ذهن، ذهن ناخودآگاه،
[ چهارشنبه 16 اسفند 1391 ] [ 06:00 ب.ظ ] [ فرشید متین ]
درباره وبلاگ


نویسندگان
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نظر سنجی
نظرتون دربارۀ مطالب موجود در این وبلاگ چیه؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : بازدید
بازدیدهای دیروز : بازدید
كل بازدیدها : بازدید
بازدید این ماه : بازدید
بازدید ماه قبل : بازدید
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

پیچک