تبلیغات
وبلاگicon
موفقیت

موفقیت
به موفقیت ایمان داشته باشید، آینده از آن شماست. 
قالب وبلاگ
امکانات جانبی

مکتب خونه

Google

در وبلاگ موفقیت
در كل اینترنت

Check PageRank
!بازدید کننده عزیز، به وبلاگ موفقیت خوش آمدید

چرا نوشتن اهداف اینقدر اهمیت دارد؟

نوشتن آرزوها و اهداف اولین قدم مهم به سمت دست پیدا کردن به آن‌هاست. اول به این دلیل که، نوشتن آن‌ها مجبورتان می‌کند اهدافتان را تصویرسازی (تجسم) کنید و دوم به این دلیل که، عمل نوشتن آن‌ها تعهدی نسبت به آن‌ها در شما ایجاد می‌کند.

فقط 5% از جمعیت جهان واقعاً برای نوشتن اهداف و آرزوهایشان وقت می‌گذارند شاید به همین خاطر است که افراد کمی هستند که واقعاً در زندگی‌شان موفق باشند و همان زندگی را داشته باشد، که آرزوی داشتنش را دارند.

نوشتن اهداف، خط سیر شما را به سمت موفقیت ایجاد می‌کند. با اینکه فقط عمل نوشتن اهداف می‌تواند پروسه را به حرکت بیندازد، اما این هم اهمیت دارد که هر از گاهی اهدافتان را مرور کنید. یادتان باشد، هرچه تمرکز بیشتری روی اهدافتان داشته باشید، احتمال بیشتری هست که به آن‌ها دست پیدا کنید.

نوشتن اهداف مجبورتان می‌کند اهدافتان را تصویرسازی (تجسم) کنید و تعهدی نسبت به آن‌ها در شما ایجاد می‌کند.

 

در زیر به چهار قانون نوشتن اهداف اشاره می‌کنیم:

 

1. نوشتن اهداف به شکل مثبت

برای آنچه که می‌خواهید کار کنید نه آنچه که می‌خواهید از آن بگذرید. بخشی از علت اینکه چرا اهدافمان را می‌نویسیم این است که دستورالعمل‌هایی برای ذهن ناخودآگاه‌مان تنظیم کنیم. ذهن ناخود‌آگاه شما ابزاری بسیار کارآمد است، نمی‌تواند خوب را از بد تشخیص دهد و قضاوت هم نمی‌کند. تنها عملکرد آن انجام دستورالعمل‌هایش است. هرچه دستورالعمل‌های شما مثبت‌تر باشد، نتیجه مثبت‌تری هم به دست می‌آورید.

همچنین مثبت فکرکردن در زندگی روزمره به شما در رشدتان به عنوان یک انسان کمک می‌کند. پس آن را فقط محدود به تعیین هدف نکنید.


2. نوشتن اهداف با جزئیات کامل

 به جای اینکه فقط بنویسید، «خانه نو»، بنویسید «یک خانه 300 متری با چهار اتاق خواب، 3 حمام، دستشویی و چشم‌انداز کوهستان روی یک زمین 1000 متری». یک بار دیگر داریم به ذهن ناخودآگاه‌مان یک دسته دستورالعمل دقیق و جزء‌به‌جزء می‌دهیم تا روی آن کار کند. هرچه اطلاعات بیشتری در اختیار آن بگذارید، آخر کار نتیجه واضح‌تری به دست می‌آورید. هرچه نتیجه‌تان دقیق‌تر باشد، ذهن ناخود‌آگاهتان کارآمدتر خواهد شد.

آیا می‌توانید چشمانتان را ببندید و خانه‌ای را که در بالا اشاره کردیم تجسم کنید؟ دورتادور خانه قدم بزنید. در آستانه در اتاق اصلی بایستید و مهی که روی کوه‌ها را گرفته تماشا کنید. به باغچه پر از گوجه فرنگی، لوبیا سبز و خیار نگاه کنید. می‌توانید ببینید؟ پس ذهن ناخود‌آگاهتان هم می‌تواند.

 

تنها عملکرد ناخود‌آگاه انجام دستورالعمل‌های شما است. هرچه دستورالعمل‌های شما مثبت‌تر باشد، نتیجه مثبت‌تری هم به دست خواهید آورید.

 

3. نوشتن اهداف به زمان حال

اهدافتان را به زمان حال بنویسید. این کار باعث می‌شود ذهن ناخود‌آگاهتان مسیری با کمترین مقاومت را انتخاب کند. اگر بنویسید «در آینده لاغر خواهم شد.» ذهن ناخود‌آگاه با این تصور که این کار مربوط به آینده است وارد عمل نمی‌شود. پس اهدافتان را به زمان حال و اول شخص بنویسید، انگار که واقعیت دارند.


4. بازنویسی اهداف

وقتی کلمات نوشته شوند و بعد دوباره نویسی شوند، حداکثر تأثیر را خواهند داشت. پس به یک بار نوشتن راضی نشوید. اهدافتان را یادداشت کنید و بعد دوباره آن‌ها را به زبانی دیگر بازنویسی کنید. صفات انگیزه دهنده به آن اضافه کنید و مختصر و مفیدشان کنید. یک هفته بعد شاید نیاز باشد که باز اصلاحشان کنید. همین طور به این اصلاح کردن‌ها ادامه دهید.

 نوشتن اهداف اولین قدم برای واقعی‌تر جلوه دادن آن‌هاست. بعضی وقت‌ها وقتی چیزی را به صورت نوشته داشته باشید، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. همچنین برنامه‌ریزی برای آن‌ها نیز ساده‌تر می‌شود.




برچسب ها: ذهن ناخودآگاه، نوشتن،
[ جمعه 1 دی 1391 ] [ 08:09 ب.ظ ] [ فرشید متین ]
درباره وبلاگ


نویسندگان
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نظر سنجی
نظرتون دربارۀ مطالب موجود در این وبلاگ چیه؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : بازدید
بازدیدهای دیروز : بازدید
كل بازدیدها : بازدید
بازدید این ماه : بازدید
بازدید ماه قبل : بازدید
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

پیچک